...
گه گاهی اندیشه ها نیز کال از درخت می افتند . - ویتگنشتاین -
... موقعی که داشتیم این مجموعه عکس ( هنر و زندگی . یک رمان : یونس فرزانه ) را به اتفاق آقای شیرژیان نقد و بررسی می کردیم . در انتهای صحبت ها اتفاقی افتاد که بنظرم خیلی جالب آمد : انگار بر سر مزار مرحوم یونس فرزانه ( عکاس دوران قدیم اردبیل ) ایستاده بودیم و حتی برایش فاتحه هم فرستادیم ...
... و این اتفاق ذهنیتی برایم خلق کرد تا اگر قرار بر برگزاری نمایشگاهی داشته باشم و این عکس ها در آن نمایشگاه حضور داشته باشند . آنها را همانطور مثل عکس ذیل با ایجاد یک فضای پلاسما ارائه نمایم و مخاطب را هم با موضوع اثر خود سهیم نمایم .

درواقع ریشه این مسئله را باید در زمانی جستجو کرد که وقتی هنرهای تجسمی با پیچیدگی های مفهومی باعث شد که هنرمند خود برای تکمیل آن به میدان هنری قدم گذارد . مخاطب در حضور موثر و با ارتباطی که بین اثر هنری و هنرمند به وجود می آمد به درک بهتر اثر هنری و ایجاد ارتباط با آن پرداخت . از همین جا بود که هنرهای مفهومی با دخالت موثر پا به عرصه درام گذاشت و با نام - پرفورمنس آرت - به راهی برای تولید آثار هنری تبدیل شد .
... یونس فرزانه و پرفورمنس
...
با آنکه آنچه در پرفورمنس رخ می دهد قابل تکرار نیست .
من از آن یاد خواهم کرد . از کسی که تمام سعی خود را برای زنده نگه داشتن اساس و بنیان عکاسی در اردبیل انجام داد . ولی از عکس هایش که در سال های متمادی ثبت کرده بود شاید به تعداد انگشت های دستمان هم باقی نمانده باشد .
...

- خاطرات يونس فرزانه ، عکاس پيشکسوت اردبيل
من 20 سال تمام ( تا پيروزي انقلاب ) از اردبيل براي روزنامه اطلاعات عکس و خبر فرستاده ام . در خبرها و ساير مطالبم نيازهاي منطقه را انعکاس داده و در پايان هميشه جمله اي مثل جمله زير را اضافه مي کردم : « جا دارد براي رفع مشکلات مذکور ، استاني مستقل با نام سبلان ايجاد و شهرستان تاريخي اردبيل به عنوان مرکز آن انتخاب شود . » ، « اين شهر بايد به مرکز يک استان مستقل بدل شود تا با دريافت امکانات بيشتر بتواند دوره فراموشي را پشت سر بگذارد . »
نوشته بودم : « اگر شيخ صفي سر از قبر بيرون آورده و وضعيت کنوني شهر را ببيند يکراست به مزارش برخواهد گشت ؛ چرا که در طول اين چند صد سال تغيير خاصي که براي او ايجاد سوال کند در شهر به وقوع نپيوسته است .
چاپ اين نوشته خيلي سر و صدا به پا کرد و پس از آن ، روزنامه اطلاعات برايم يکصد تومان پاداش فرستاد و علاوه بر اين اختيار داد تا براي تهيه مطالب قوي تر نسبت به ايجاد يک شوراي مشورتي منطقه اي اقدام کنم . با همين گروه در اردبيل سميناري را با هدف بررسي معضلات اجتماعي و مشکلات جوانان ترتيب داديم . و به صورت دسته جمعي يک بار به دانشگاه تهران و دوبار هم به تبريز رفتيم . در تبريز مي گفتند اين بحث استان شدن اردبيل را فراموش کنيد ؛ اين کار باعث ايجاد مشکل مي شود . ما هم گفتيم که اتفاقا با انجام اين کار خواستار حل مشکل هستيم ، نه ايجاد مشکل . ما در آستانه تمدن بزرگ قرار داريم و همه جاي کشورمان بايد ترقي بکند . چرا نبايد اردبيل پيشرفت کند؟!





